p5
#درخواستی
#فیک_شما؟
(روز خرید برای عروسی ته و ات)
ات:تایگر کوچولو
ته: جانم عزیزم؟
ات: من این لباس عروس رو میخوام
ته: بگیر من که وسایل خودم رو گرفتم الان نوبت توئه دیگه
ات: مرسی (ذوق)
خلاصه: بعد از خرید وسایل عروسی رفتن سمت خونشون
و پاشتن اماده میشدن که......
گوشی ات زنگ میخوره
ات: بله؟
^ پیدات میکنم میکشمت خانوم کیم ات
ات: شما؟
^میفهمی اما روز عروسیت میشه روز مرگت
ات جیغ بلندی زد و ته گوشی رو قطع کرد و گفت
ات: ساـ.. ساسن... نگ ففف.. فن بووو. بوود
ته: چیزیت نمیشه من کنارتم
بعد بوسه ای روی لبش گذاشت
ات: مرسی پیشمی
ته: خواهش میکنم وظیفمه
(پرش به یک ماه بعد)
ات ویو
خب دوستان من الان ازدواج کردم و خب راستش اتفاق خاصی نیوفتاد تو این ماه... راستش یک اتفاق افتاد.. اتفاق خوبی افتاد برای من راستش من شغل پیدا کردم..... من مدل شدم... اره خب راسش اندامم هم خیلی خوب بود و تصمیم گرفتم مدل شم
پایان ویو
(تو کمپانی)
مربی: ات چاق شدی ها
ات: ببخشید تو این ماه عروسیم بود مهمونی زیاد دعوت شدیم
مربی: خببب رژیم یخ بگیر سریع تا هفته ی بعد کم کردی نکردی خداحافظ
ات: چشم (بغض)
ات رفت خونه و ته چون تور داخل توکیو داشت بعد سه روز از قضیه ی رژیم یخ اومد
ته: سلا..... ات خوبی؟
ات: اره چطور؟(بیحال)
#فیک_شما؟
(روز خرید برای عروسی ته و ات)
ات:تایگر کوچولو
ته: جانم عزیزم؟
ات: من این لباس عروس رو میخوام
ته: بگیر من که وسایل خودم رو گرفتم الان نوبت توئه دیگه
ات: مرسی (ذوق)
خلاصه: بعد از خرید وسایل عروسی رفتن سمت خونشون
و پاشتن اماده میشدن که......
گوشی ات زنگ میخوره
ات: بله؟
^ پیدات میکنم میکشمت خانوم کیم ات
ات: شما؟
^میفهمی اما روز عروسیت میشه روز مرگت
ات جیغ بلندی زد و ته گوشی رو قطع کرد و گفت
ات: ساـ.. ساسن... نگ ففف.. فن بووو. بوود
ته: چیزیت نمیشه من کنارتم
بعد بوسه ای روی لبش گذاشت
ات: مرسی پیشمی
ته: خواهش میکنم وظیفمه
(پرش به یک ماه بعد)
ات ویو
خب دوستان من الان ازدواج کردم و خب راستش اتفاق خاصی نیوفتاد تو این ماه... راستش یک اتفاق افتاد.. اتفاق خوبی افتاد برای من راستش من شغل پیدا کردم..... من مدل شدم... اره خب راسش اندامم هم خیلی خوب بود و تصمیم گرفتم مدل شم
پایان ویو
(تو کمپانی)
مربی: ات چاق شدی ها
ات: ببخشید تو این ماه عروسیم بود مهمونی زیاد دعوت شدیم
مربی: خببب رژیم یخ بگیر سریع تا هفته ی بعد کم کردی نکردی خداحافظ
ات: چشم (بغض)
ات رفت خونه و ته چون تور داخل توکیو داشت بعد سه روز از قضیه ی رژیم یخ اومد
ته: سلا..... ات خوبی؟
ات: اره چطور؟(بیحال)
- ۱۸.۰k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط